تبلیغات
Code center
صفحه نخست آرشیو مطالب پست الكترونیك تماس با ما
علوم تجربی ( مطالب علمی) - مزاج

مزاج 

قدما معتقدند كه در آفرینش اجسام عنصرى خالص یافت نمى شود و تمام موجودات ، اشیاء و آنچه دیده مى شود مخلوط یا ممزوجى از عناصر به نسبتهاى مختلف است ، خواص مختلفى كه در اجسام دیده مى شود به علت همین اختلاف تركیبى آنها است ، تغییر شكل ، اندازه ، حجم ، وزن ، قد و همه اختلافاتى كه در عالم آفرینش دیده مى شود مربوط به اختلاف یا كم و زیادى عناصر سازنده آنها است این اختلاف ساختمانى از نظر علمى مورد بحث همه محافل جهان است . اختلافات بالا از زندگى ذره اى حیات سرچشمه مى گیرد كه همه مربوط به اسید دزوكسى ریبونوكلئیك Acid DESOXY RIBONUOCLIQUE یا A.D.N و دزوكسس ریبونوكلئیك DESOXY RIBONUOCLIQUE یا D.N.A مى باشد.
پس مى توان مزاج را چنین تعریف كرد كه :
مزاج عبارت است از حالتى كه در اثر واكنش متقابل اجزاى ریز مواد به وجود مى آید در این واكنش تقابل ، قسمت زیادى از یك یا چند ماده با بخش زیادى از ماده با مواد متخالف با هم مى آمیزند (بر هم تاءثیر مى كنند) و از این آمیزش یا تاءثیر، كیفیت متشابهى حاصل مى شود (بنام مزاج ) لذا مى توان چنین گفت كه مزاج حالت فعالیت كل بدن یا اجزاى بدن است .
باید دانست كه هر فردى داراى مزاجى است مربوط به خود كه با مزاجهاى دیگر افراد متفاوت است و مزاج هر كس مخصوص به خود اوست دانشمندان طب گیاهى معتقدند:
همانطوریكه افراد بشر از حیث شكل ، اندام ، قد، وزن ، و بالاخره صورت ظاهرى تفاوت دارند از حیث حالت وضعیت بدنى نیز مختلف اند. و این اختلاف به علت موادى است كه بدن آنها را مى سازد، ورود روزانه اجزاء و مواد مختلف به بدن باعث به وجود آمدن مزاج مى شود لذا مزاج ممزوجى از تركیبى از تركیبات مختلف است :
حالت و وضع بدنى هر فرد را مزاج گویند.
براى اینكه معنى كاملى از مزاج در ذهن روشن شود باید دانست كه هر كسى استعداد پذیرش بعضى از بیماریها را دارد و در مقابل بعضى مقاوم است . با علم به این كیفیت ، مزاج عبارت است از طرز واكنش شخصى در مقابل عوامل مرضى ، در طرز واكنش اشخاص ، بعضى واكنشها ثابت است و بیشتر مشاهده مى شود و برخى واكنشها متغیر است از این واكنشها مزاج فرد را مى توان شناخت .
براى تعریف مزاج ، بیشتر عمل فیزیولوژى را مورد نظر قرار مى دهند، زیرا وضع دینامیك یعنى طرز عمل احشاء و اعضاء در تغییر مزاج موثر است با وجود اینكه اعمال حیاتى را نمى توان از هم جدا دانست و اگر عضوى نسبت به سایر اعضاء بیشتر كار كند و یا عملى در دستگاه بدن انسان از سایر اعمال بیشتر انجام پذیرد آن عضو از نظر تشریحى و آن عمل از نظر فیزیولوژى ، مى تواند معرف نوع مزاج شمرده شود، در میان اعمالى كه حیات انسان به آنها متكى است ، اعمال شیمیائى بیشتر از اعمال فیزیكى مورد اهمیت است بنابراین مزاجها روى اعمال شیمیائى بدن از هم متمایز مى گردند اعمال شیمیائى بر چهارگونه است كه متابولیسم بدن را تشكیل مى دهند.
اول آنابولیسم ، یعنى اعمالى كه توسط آن مواد غذائى به انسان زنده تبدیل مى گردد.
دوم و سوم كاتابولیسم یعنى اعمالى كه توسط آن انساج زنده تولید نیرو مى كنند، عمل كاتابولیسم مربوط به اعضاى تنفس است كه عمل تهویه به بدن به آن مربوط مى باشد. كبد كه تهیه مواد قندى و دفع مواد سمى را به عهده دارد در عمل كاتابولیسم شركت مى نماید.
چهارم عمل دفع مواد مضره و خروج آنها از بدن است .
تفوق یكى از این اعمال چهارگانه كه از راه وراثت در بدن انسان ثابت شده باشد، انسان را داراى صفات و واكنشهاى ثابتى مى نماید كه آن را سرشت مى نامند.
مزاج عبارتست از وضع فیزیولوژى فعلى و طرز واكنش آن كه قابل تغییر نیز مى باشد به این جهت فقط با علائم فیزیولوژى كه آن هم قابل تغییر است شناخته مى شود لذا براى شناخت ارزش هر كس و معرفت به احوال و اوضاع او، باید قبلا شكل خارجى او كه حاكى از سرشت و ساختمان اوست در نظر گرفته شود مثل قد، اندام شكل ، سر و گردن ، چاقى و لاغرى ، سپس مزاج او كه به وضع كنونى دلالت دارد مورد توجه قرار گیرد. و براى اینكار علاوه بر علائم ظاهرى بایستى از تجزیه خون - ادرار و رادیوگرافى و غیره نیز استمداد طلبید.
تغییرات مزاج در طب با رژیم غذائى ، بهداشت ، كار و مسكن ، آب و هوا متوافق است لذا با رعایت آنها انحراف مزاج از سلامت به سوى بیمارى را مى توان پیشگیرى نمود.
مزاج ممكن است گرم ، سرد، خشك ، و رطوبتى باشد كه گرمى را به علت وجود انرژى و سردى را به علت تفرق و ضعف و رطوبت را به علت جمع شدن مایعات در سلولهاى بدن و خشكى را بیانگر حالاتى از ماده مى دانند.
مى دانیم كه فعل و انفعالات شیمیائى بدن تحت نظر مستقیم سلسله اعصاب نباتى و غدد مترشحه داخلى انجام مى گیرد، هر اختلاف و نارسائى كه در بدن پیدا مى شود مربوط به كم یا زیاد كار كردن این دو دستگاه مى باشد.
ارمونهاى متعددى كه این دستگاهها ترشح مى كنند بدن را به كار مربوطه وادار مى سازند پس بروز هر عمل حیاتى تواءم با یك سلسله فعل و انفعال شیمیائى است و تقریبا كلیه فعل و انفعالات شیمیائى در داخل بدن ایجاد حرارت مى كند. هر قدر فعل و انفعالات شیمیائى بدن سریع تر انجام شود حرارت ایجاد شده زیاد است و اندازه گیرى این انرژى ایجاد شده به وسیله متابولیسم بازال انجام مى گیرد و نیز مى دانیم كه متابولیسم بازال مربوط به كار غده تیروئید است حال اگر صاحب مزاجى داراى متابولیسم بازال بالاتر از طبیعى باشد آن را گرم مزاج و اگر فردى داراى متابولیسم بازال پائین باشد سردمزاج و حد واسط باشد آن را مزاج معتدل گویند. هر دارو یا غذا و نیز هر واكنشى كه باعث بالا رفتن كار غده تیروئید باشد آن را گرم و اگر باعث پائین آمدن كار غده تیروئید باشد آن را سرد گویند. مزاجى را رطوبتى نامند كه ، مقدار زیادى آب در سلولهاى بدن آن فرد جمع شده باشد و به اصطلاح رطوبت بر مزاج غلبه كرده باشد.
اگر مقدار مواد كانى و املاح در مزاجى زیادتر از معمول جمع شده باشد آن را مزاج خشك گویند. پیدایش مزاجهاى مختلف در حقیقت عبارت است از عكس العمل بدن نسبت به عوامل خارجى ، این جمله (عكس العمل بدن نسبت به عوامل خارجى ) همان مبحث بزرگ ، حساسیت مصونیت ، آنافیلاكسى و آلرژى و غیره است دانشمندان قدیم معتقدند كه ، هر كس به واسطه حالت و وضع بدنى خود یعنى مزاجى كه در اختیار دارد، آماده پذیرش یا دفع بیمارى مخصوص به خود مى باشد و براى معالجه آن فرد لازم است كه ((مزاج او شناخته شود))
شناخت مزاجها روى هم رفته به قرار زیر است :
1 - مزاج گرم ، مزاج سرد، مزاج تر، مزاج خشك ، كه این چهار مزاج را مزاجهاى ساده و منفرد گویند.
2 - مزاجهاى ساده و مركب ، كه عبارتند از مزاج گرم و تر گرم و خشك ، سرد و تر و مزاج سرد و خشك .
3 - مزاج دموى یا (ریوى ) یا مزاج صفراوى یا (كبدى ) مزاج بلغمى یا (هاضمه اى ) مزاج سوداوى یا (عصبى ) این چهار مزاج را مزاجهاى مادى گویند و یك مزاج معتدل نیز شناخته شده است كه با این توصیف جمعا 13 مزاج وجود دارد.
مزاجهاى مادى مانند مزاجهاى ساده ، مركب هم مى باشند از این رو مزاج بلغمى خونى و مزاج صفراوى عصبى مزاج خود به دو قسمت تقسیم مى شود، عصبى ضعیف و عصبى قوى . نیز گفته اند.
علائم مزاجها
مزاج صفراوى : شخصى كه مزاجش صفراوى باشد علائمى مثل گرمى و خشكى پوست ، زردى رنگ چهره یا زیتونى داشته و خون اینگونه افراد داراى املاح صفراوى است . نسوج بدن آنها آغشته از ترشحات كبدى است و داراى نسوجى سفت و سخت و لاغر و رشته هاى عضلانى آنها واضح و پیدا است استخوانهاى بدنشان برجسته و خطوط چهره اشان نمودار است ، تنفس و نبض آنها سریع ، خوابشان كوتاه و همراه با آشفتگى است حركات آنها سریع و تند و عجول در كارها و حسود و خشمگین در امور مى باشد.
علائم مزاجى بلغمى (لنفاوى )
صاحبان مزاج لنفاوى عموما داراى چربى زیاد، پوستشان سرخ ، بدن آنها سرد و نرم ، عضلاتشان مثل اعمالشان عموما كند و افراد تنبلى هستند. خواب آنها سنگین و عمیق و حركاتشان آهسته و آرام ، دستها و اندامشان مثل دست مرده ، كوشش و فعالیت آنها كم و با بى قیدى همراه است .
علائم مزاج دموى (پرخونى )
در این اشخاص گردش خون خیلى تند و سریع ، پوست بدنشان سرخ و رنگین و گرم است ، مخاطهاى آنها قرمز (مثل چشمان و زبان ) عروق بدنشان باز و متسع نبض كامل و پر، اشتها فراوان خواب عمیق و راحت حركاتشان وسیع ، دستها چاق و كف دستهایشان گرم است .
علائم مزاج سوداوى (عصبى )
همچنان كه گذشت این مزاج به سوداوى قوى و سوداوى ضعیف تقسیم مى شود علائم سوداوى ضعیف عبارت است از كندى عكس العمل (به علت ضعف اعصاب ) و كندى كار قلب و ریه ، پریدگى رنگ چهره و افتادگى خطوط صورت ، غمگین و غصه دار بودن ، خودخور، متنفر و فرارى از كار و كوشش اما در نهاد افرادى ثابت قدم و پابرجا هستند.
علائم سوداوى قوى
تندى و با فشار عصبى یعنى عكس العمل شدید حركات سریع و خشن ، قلب و ریه تند و سریع چشمها درخشان براق ، فعالیت خیلى زیاد و افرادى بى ثبات و قابل تحریك و خیالاتى و تحت سریع عوامل قرار مى گیرند و با خوابهاى ناراحت كننده و مهیج و مضطرب هم آغوشند.
دو گونه مزاج دیگر تشخیص داده شده است كه به نام مزاج رطب و یا تر و دیگرى مزاج یابس یا خشك نامیده مى شوند، در اینجا گرمى و سردى مزاج در كار نیست اینگونه مزاجها را سازج رطب یعنى ساده تر و سازج یابس ‍ یعنى ساده خشك گویند. براى آشنا شدن به این دو مزاج بایستى به مثال زیر توجه نمود اگر به دو شخص سالم كه هیچگونه ضایعات و اختلافى در اعضاى بدن خود نداشته و از نظر سن ، وزن ، قد و سایر مشخصات ظاهرى با هم یكسان بوده و تفاوتى نداشته باشند، ادرنالین به مقدار كم تزریق كنیم یا بخورانیم یكى از این دو نفر ادرنالین را به خوبى تحمل كرده و دیگرى ممكن است به طپش قلب و ناراحتى مبتلا گردد، شخصى كه حساسیت نشان داده است داراى اعصاب حساس در مقابل ادرنالین است در صورتى كه دومى این حساسیت را ندارد. حال اگر به همین دو نفر ازرین به مقدار كم تزریق كنیم یا بخورانیم یكى از آنها حساسیت نشان داده در صورتى كه دیگرى از ازرین در امان است . نمونه این اشخاص در هر محیطى زیاد دیده مى شود (مثل تفاوت ویار در خانمهاى آبستن ، همه آبستند اما در یكى یا چند نفر آنها ویار دیده مى شود).
حكماى قدیم از جمله ابو على سینا، آنها را كه تحریك پذیرند، داراى مزاج رطب یا تر و دسته اى كه حساس نیستند داراى مزاجهاى یابس یا خشك مى دانند.

آرشیو مطالب
نظر سنجی
نظر شما در مورد مطالب این سایت ؟






مطالب علمی
پیوند های روزانه
فروشگاه MY Device
دانشگاه ها